به همان ميزاني كه زنان به شوهران خود احترام مي گذارند،
به همان ميزان نيز قدرت ها و تصورهاي مرسوم را محترم مي دانند.
آنان هزاران سال است كه عادت كرده اند، به خصوص در برابر حاكمان
تعظيم كنند و دست به سينه بايستند و با هرگونه مبارزه با قدرت حاكم
به مخالفت بپردازند. به همين دليل بي آنكه قصدي داشته باشند و بيش تر
از سر غريزه همچون ترمزي بر چرخ هاي تلاش براي آزاده جاني تأثير
مي گذارند و در صورت لزوم كاسه صبر همسران خويش را لبريز مي كنند،
زيرا آنان خود نيز مي گويند، آن چه زنان در اصل انجام مي دهند، عشق است.
مخالفت با ابزارهاي زنان و احترام بزرگوارانه به انگيزه ي به كارگيري ابزارها،
شيوه ي مردان و به كفايت نشانگر نااميدي آنان است.