تبليغاتX
آزادی (حق انتخاب)

آزادی (حق انتخاب)

در خانه اگر كس است يك حرف بس است

می خواهید فردا کجا باشید؟

 

اولین و مهمترین گامی که باید برای شکل دادن به آینده تان بردارید این است که خواسته هایتان را مشخص کنید. رویاهایتان را مرور کنید و اهداف بلند مدت وکوتاه مدت خود را تعیین کنید. سپس لازم است برای رسیدن به هر یک ازاهدافتان تاریخی معین کنید. باید بپذیرید که توانایی دست یافتن به همه ی اهدافتان را دارید. قبل از اینکه برای روز بعد، ماه بعد، یا یک سال آینده ی زندگیتان برنامه ای تهیه کنید، چند سوال از خودتان بپرسید:

1- تا امروز چند رویا یا خواسته ی خود را به واقعیت تبدیل کرده اید ؟

چه چیزی دارید؟ چه کسی هستید؟ شما سالهای نوجوانی یا دهه های بزرگسالی را پشت سر گذاشته اید (البته خانم ها کمتر عمر کرده اند، آنها هرگز پیر نمیشوند!) تحصیل کرده اید، کار کرده اید، نبرد کرده اید و ... دیگر چه؟ چه چیزی به دست آورده اید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:24  توسط شه پول  | 

                  سنت ها وعادت ها

 

شباهت مغز شما با چتر چتربازان در چیست؟

هر دو هنگامی عمل می کنند که ... بازباشند.

 

                    طبیعی است

 

اغلب این جمله را از افراد زیادی شنیده ایم: " طبیعی است." حتی ما نیزبا اطمینان این جمله را ادا می کنیم. گاهی بدون تفکر وتقریبا به صورتی خودکار.اما، آیا همیشه درست گفته ایم؟

بسیاری از والدین با قاطعیت میگویند:"طبیعی است که بچه ها مدرسه بروند."

مردانی که نمی توانند به تنها یی معیشت خانواده را تامین کنند،میگویند:

"طببیعی است که همسرم باید کار کند." مادرانی که برای تامین بودجه خانواده دو شیفت کار میکنند،میگویند:"طبیعی است که بچه ها کلید منزل را همراه داشته باشند."

بسیاری از همسران میگویند:"طببیعی است که خریدهایمان را در فروشگاه انجام دهیم.پس کجا خرید کنیم، تو جنگل؟"

"طبیعی است که ... "

مردم کلمه ی طبیعی را برای مواردی که بارز و مشخص هستند،به کار می برند.

بیایید کمی فکر کنیم این که چه چیزی طبیعی است، یعنی چه و این که چرا ما اغلب و با قاطعیت این واژه را بکارمی بریم؟آنچه ما طبیعی می انگاریم پدیده ها،موقعیت ها،رویدادها واعمالی را شامل میشود که در چهارچوب قواعد اجتماعی وقانونی یک جامعه ی نمونه وار

پذیرفته شده اند.

با این تعریف،آشکار است که آنچه برای هندی ها طبیعی است، شاید نزدآلمانی ها یا لهستانی ها طبیعی نباشد.

همچنین، چیزی که تا دیروز مسلم بود، لزوما امروز مسلم و خوب و پذیرفتنی نیست  .

نتیجه ای که از تمام این گفته ها می گیریم این است که اگر شخصی سنت ها، روال عادی و مقررات را به هم بزند، جنا یتکار،  قلدر وفریبکار معرفی می شود. اعمال او "غیر طبیعی" شناخته می شود وبه سرعت مورد تنفر اعضای گروه قرار می گیرد.

چرا هرگز کوشش نکرده ایم شرایط و اوضاع و احوال "طبیعی" را از دید یک شخص "غیر طبیعی" ببینیم؟افراد "غیر طبیعی" از والدینی که هم و غمشان تربیت و تحصیل فرزندانشان است، می پرسند: "آیا با پایین بودن سطح آموزش  و هوش و استعداد فراوان و رو به رشد کودکان، باز هم رفتن آنها به مدرسه امری طبیعی است؟ آیا والدین "طبیعی" می خواهند فرزندان خود را در معرض مواد مخدر، الکل و انحرافات جنسی که در برخی مدارس رایج شده است قرار دهند؟ آیا بهتر و ایمن تر نیست که آموزش کودکان را در منزل به عهده گیرند و از طریق CD های آموزشی بیاموزند و در عین حال پاک ومنزه باقی بمانند؟

شوهری "غیر طبیعی" که محیط گرم خانواده را خواهان است، می پرسد:

"آیا این طبیعی است که به جای حفظ محیط گرم خانواده، همسرم بیرون از منزل به سختی کار کند؟ "

مادری " غیرطبیعی " که خانه را محیطی ایمن برای فرزندان خود کرده است، میپرسد:

" آیا این طبیعی است که بچه ها پس از بازگشت از مدرسه  تا دیر وقت  در کوچه وخیابان پرسه بزنند و منتظر بازگشت والد ینشان به خانه باشند؟"

مردی "غیر طبیعی " میپرسد:

" آیا خرید کردن از فروشگاه اتلاف وقت در شلوغی خیابانها و رویارویی با خطرات طبیعی نیست؟ در حالی که همه چیز را می توان از طریق کامپیوتر سفارش داد؟ اگر کسی از این امکان استفاده نکند، یک احمق است."

" آیا طبیعی است که ... ؟ "

خوب پس چه چیزی طبیعی است و چه چیزی غیر طبیعی است؟ 

   

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 19:22  توسط شه پول  | 

نترس

دوستی میخواست بداند که آیا میتوان به یک سرمایه گذاری اینترنتی اعتماد کرد و زمان و سرمایه خود را به آن سپرد؟ و اینکه آخر چه تضمینی برای به سرانجام رسیدن و موفقیت آن هست؟

اما چیزی طول نکشید که ابهاماتش بر طرف شد و متوجه شد که این دنیای مجازی توسط شرکتهایی کاملا حقیقی با عملکردی شفاف و روشن ایجاد شده واین را هم دانست که همیشه باید مراقب سایتهای کلاه بردار با اعتبارات غیر حقیقی که به دنبال بازی پول و فریب مردم هستند باشد. او فهمید که این تجارت هم مانند تمام تجارت ها آموزش های خاص خود را دارد و او برای موفقیت ابتدا باید اصول موفقیت این کار را بیاموزد.

اون دانست و اعتماد کرد , نترسید و تغییر کرد و با کمک دوست جدیدش چیزهای زیادی آموخت و ثروت بسیاری فراهم کرد و دانست که ثروت , پلی است برای رسیدن به نیت های پاکی که در دل داشت ...

اما اینجا تنها یک سوال باقی میماند و آن اینکه جایگاه شما در این موفقیت کجاست؟ جواب آن این است : شما تنها کسی هستید که میتوانید جایگاه خود را در این موفقیت مشخص کنید ...

پس این را به خاطر داشته باش که شکست نرسیدن نیست گاهی دیر رسیدن هم شکست بزرگی است.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 13:10  توسط شه پول  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:49  توسط شه پول  | 

سهم شما از زندگی چيست ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:47  توسط شه پول  | 

در این­جا به سومین چیزی می­پردازیم که در باعث موفقیت شما در نتورک می­شود.

این 6 ویژگی، مهارت نیستند؛ بعضی­ها عادتند؛ بعضی یک وضعیت ذهنی­اند؛ و بعضی دیگر، به سادگی چیزهایی هستند که شما باید به طور مؤثر از آن­ها استفاده کنید تا سازمانتان را بسازید.

تمام آن­ها که در نتورک درآمد کسب کرده­اند، این 6 ویژگی را داشته­اند؛ و موفق­ترین افراد، از هر 6 ویژگی را به صورت کامل استفاده کرده­اند. مهم­ترین نکته این است: هرچه این ویژگی­ها در شما پیش­رفت کند، درآمد شما افزایش خواهد یافت!

کسی که این 6 چیز را داشته­باشد، روی ریل قرار دارد. درباره­ی «روی ریل قرار داشتن» قبلاً بحث کرده­ایم. ویژگی اول، Postre بود که یک وضعیت ذهنی است و با تمرین در شما ایجاد می­شود. ویژگی دوم، Event بود که باید مطابق آن­چه گفتیم، برگزار کنید تا عامل نگه­دارنده­ی مجموعه­ی شما باشد. و ویژگی سوم ...

ثبات (Consistency) است. ثبات، استمرار و یک­نواختی در کار. کلمه­ی ثبات، به اندازه­ی اصطلاحاتی چون «راز های بازاریابی شبکه­ای» یا «بازاریابی اینترنتی» جذاب و معجزه­آسا به نظر نمی­رسد؛ ولی همین عامل است که شما را در نتورک ثروتمند می­سازد. در واقع اگر بخواهیم یک تفاوت میان «ثروتمندان» و «کارگران» در نتورک مارکتینگ ذکر کنیم، آن تفاوت نحوه­ی برخورد با ویژگی ثبات است.

حالا اگر من از  شما بپرسم، شما با اطمینان خواهید گفت که در این کار با ثباتید! بیشتر افراد چنین گمان می­کنند؛ ولی بیشتر آن­ها، در فعالیت­های تجاری­شان حتی به این ثبات نزدیک هم نیستند! بگذارید نگاهی بیندازیم که شما در این تجارت چه­گونه عمل می­کنید:

اگر درس­های مرا مدتی دنبال کرده­باشید، می­دانید که من جداً اعتقاد دارم شما باید با این کار هم­چون یک واقعه­ی بسیار بزرگ و مهم در زندگی­تان برخورد کنید و آن­گاه حداقل روزی دو یا سه نفر را برای کار در نظر بگیرید. بعضی به من تعهد می­دهند که این کار را 6 روز در هفته انجا دهند و بعضی نیز تعهد 5 روز در هفته می­دهند. البته منظورم انجام دو یا سه مشاوره در روز نیست؛ بیشتر افراد کار را به صورت پاره­وقت شروع می­کنند و بین 10 تا 15 ساعت در هفته وقت می­گذارند؛ این افراد حداکثر می­توانند روزی همان 1 مشاوره را انجام دهند؛ منظورم از دو یا سه، تنها پیدا کردن افراد جدید در روز و کمی آمادگی دادن به آن­هاست.

این کار به سادگی می­تواند فرستادن یک E-mail برای دوستی باشد؛ یا دعوت کردن یک نفر برای تماشای فیلم؛ یا به سادگی این باشد که اجازه بدهید کسی بداند که شما تجارت خوبی دارید که می­تواند برای او هم مناسب باشد و اگر بخواهد می­تواند با شما تماس بگیرد تا بیشتر برایش توضیح دهید.

من اطمینان دارم زمانی که شما شروع به کار کردید و در ماه اول فعالیتتان، شما هر روز چنین می­کردید؛ زیرا کار را روزی به حداقل یک نفر معرفی کرده­اید. (مترجم: رندی گیج گذاشتن یک مشاوره در روز را در ماه اول آن­قدر بدیهی می­داند که چندان درباره­اش صحبت نمی­کند! دوستان پالینوری؛ آیا واقعاً در ماه اول ورودتان چنین می­کنید؟) اما هم­اکنون چه­طور؟ امروز، دیروز یا در طول هفته­ی گذشته چند نفر را به فهرستتان اضافه کرده و کنج­کاوی­اش را تحریک کرده­اید؟ ثبات یعنی ثبات و استمرار در همه چیز!

در گروه من، هفته­ای یک جلسه­ی لیدرشیپ برگزار می­شود. معمولاً لیدرهای جدید، دو هفته­ی اول شنونده هستند تا این که جلسه را در دست می­گیرند و لیدرهای قدیمی­تر، ماهانه به این جلسه می­آیند؛ اما جلسه­ی من هر هفته برگزار می­شود. لیدرهای موفق، وقتی صحبت از جلسه­ی هفتگی می­شود، با ثباتند: آن­ها 52 جلسه در سال دارند؛ چون سال 52 هفته است.

همین اتفاق درباره­ی مشاوره­ها هم می­افتد. مشاوره­های شما در ماه اول روزانه یا یک­روز در میان است؛ و سپس باید به صورت مستمر، هفته­ای یکی، دو هفته یکی یا ماهی یکی (بسته به سیاست مجموعه­تان) آن­ها را برگزار کنید. افراد جدید با هیجان منتظرند تا مشاوره­هایشان شروع شود. سپس اینرسی و رخوت کار خودش را شروع می­کند و کم­کم تعداد کم می­شود؛ هفته­ی اول هر روز، هفته­ی بعد یکی و هفته­ی بعد ... هیچ! آن­ها هیجان­زده­اند؛ اما بی­ثباتند.

همین اتفاق درباره­ی جلسات آموزشی می­افتد؛ آن­ها قدرتمند آغاز می­کنند؛ اما پس از کمی، انواع عذرها را می­آورند که نمی­توانند در آن زمان در جلسه­ی آموزشی شرکت کنند! در ابندای کار، هیچ عذری وجود ندارد؛ اما هم­اکنون آن­ها ثبات و استمرار (consistency) را از دست می­دهند و از آن صرف نظر می­کنند و کارهایی مثل زدن کوتاه کردن چمن حیات، کمک کردن به یک دوست در اسباب­کشی، آمدن پدر و مادر همسر به شهر، بارش باران و ... همگی عذرهای مناسب و پذیرفتنی به نظر می­رسند تا آ«­ها تجارتشان را به سادگی نادیده بگیرند!

خوب. شما دارید چه می­کنید؟ صادق باشید و یه خودتان نمره بدهید که واقعاً در این کار چه­قدر با ثباتید؟ در درس بعد، به یک نکته­ی مهم دیگر خواهیم پرداخت که بی­ارتباط با ثبات نیست ... تعهد. (Commitment)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:21  توسط شه پول  | 

عنوان : آزادي ، جهاني سازي و توزيع درآمد

 

نويسنده : Giovanni andrea comia

 منبع : دانشگاه سازمان ملل ، جزوات WIDER مارس 1999

طبقه بندي : اخلاق و دنياي امروز ، موقعيتهايي به سوي اخلاق و فقر

 

Comia در اينجا تعدادي از تفاسير و ادعاهايي را مورد بحث قرار مي دهد كه اختلاف نظرشان بر سر اين است كه درآمدهاي نا برابر در طول زمان  و در كشورها تغيير نمي كند ، چون در آنجا ارتباط استواري بين ترقي و فقر وجود ندارد ، وفقر بيشتر توسط سياستهاي پيش رشدي هدف قرار گرفته است تا سياستهاي پيش فقري . بحث در مورد آماري است كه اميد اندكي براي آنها كه جهاني سازي را به عنوان  قدرتي براي برابر سازي مي انگارند ، در بر دارد . Comia به اين نتيجه رسيده است كه در دو سوم از 77 كشوري كه در دهه 70 مورد مطالعه قرار داده ، نا برابري رو به رشد است . بعلاوه براي كاهش فقر ، سياستهاي مورد نياز است كه توزيع درآمد در جهت رشد و ترقي را مد نظر قرار دهد .

پس از نظري كوتاه به جهان اطراف ، براي آشكار ساختن تمايلات به وجود نابرابري ، Comia عللي از نابرابري را مشاهده كرد . مجادلات پيرامون نظرات قديم و جديدي است كه احتمالاً مي توانند در كنار هم و با هم نابرابري را افزايش دهند .علل قديمي عبارتند از : توزيع نابرابر زمين ، نابرابري در آموزش، شهري گرايي سياستها ، فراواني منابع طبيعي كه موفق به توضيح كامل رشد نابرابريها نشوند .

تمايلات جديد در افزايش نابرابريها ، سخت تر شده اوضاع با فرسايش انستيتوهاي كارگري و پيشرفت تكنولوژي ماشيني هستند كه فاصله طبقاتي را زيادتر كرده اند . همچنين تغييرات جديد سياستها و فاكتورهاي باطني و داخلي از جمله تكنولوژي نيز حائز اهميتند . نويسنده بر اين نكته تأكيد دارد كه بيشتر اين فراز و نشيب هاي جديد در نابرابريها ، به نظر مي رسد كه در ارتباط با تغييرات در سياستهاي اقتصادي و ايدئولوژيهايي باشد كه به سوي آزادي و جهاني شده سوق پيدا كرده اند .

بعلاوه عامل ديگري كه در اين مسائل مي تواند مؤثر باشد عبارت از فعاليتهاي تشكلهاي بين المللي است كه ثبات و تغيير در معيارهايي را پيشنهاد مي كنند كه به تهي سازي، تحليل و افزايش نابرابري فقر مي انجامد .

تأثيرات جهاني شدن مختلط هستند ، همانطوركه Comia مي گويد " اساس بر اين است كه كشوري بازارهاي خود را باز كند و تمام كوششها آن باشد تا براي بازارهاي جهاني ، توليد كند" .

در ميان كشورهايي كه در دهه 60 داراي درآمد پاييني بوده اند ، بسياري از آنها عمدتأ در آسيا قادر شدند تا با استفاده از نيروي فراوان كار و بدست آوردن منافع مقايسه اي ، سطح استاندارد زندگي خود را ترقي بخشند .

همين باعث شد كه ديگر كشورهاي در حال توسعه ، مخصوصأ در آمريكاي لاتين ، نتوانند در صنايع كارگر محور رقابت كنند . بطوريكه آنها را تحت فشار قرار داده تا مهارتهاي بيشتري را خلق كنند و توليدات مركز محور را افزايش دهند كه با رقابت و ملاحظه كشورهاي توسعه يافته روبرو شدند . فاكتورهاي ديگري كه در تغييرات ميزان نابرابري دخالت دارند ، عبارتند از : آزادي مالي ، خصوصي سازي دارائي هاي شخصي قبلي ، تغييرات در بازار نيروي كار و از بين رفتن تعهدات نسبت به توزيع ثروت .

اينك كه پذيرفته ايم كه نابرابري رو به افزايش است ،Comia مي گويد كه چرا اين امر براي رشد نامناسب است .

اين بخاطر وجود محركهايي است كه در سيستم كاملأ  نا برابر احساس مي شود . براي مثال نابرابري زياد ، پيشرفت در آموزش را كاهش مي دهد، چون انگيزه اي براي ماندن در مدارس وجود ندارد . اين موضوع همچنين باعث صدور اقلام تجملي و لوكس توسط سرمايه مي شود . مشكلات موجود در ارتباط با پرداختها را تشديد مي كند ، و در نهايت انگيزه هاي كار كردن را از بين مي برد .

پر واضح است كه راه حل مشكل فاصله طبقاتي و نابرابري بوجود آوردن سيستم Egalitarian ضعيف نيستند ، اين سيستم نشان داده است كه در كمونيسم نگه داشتني و پايدار نبوده است .

سواي آنچه Comia از آن حمايت مي كند ، تشخيص " طيف نابرابري كافي " است كه در آن كاهش پيشرفت و فقر مي بايست يكي پس از ديگري بوقوع بپيوندد .

 

 

 

                          تهيه و ترجمه : محمد امين ترابي

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:2  توسط شه پول  | 

امروز قصد دارم دربارهی یک مفهوم دوست­داشتنی قدیمی صحبت کنم ...

آزادی مالی چیست؟

شغلتان چیست؟ آیا از نظر مالی بی­نیازید؟ آیا آزادی مالی دارید؟

این دو مقوله با هم متفاوتند. اکثر مردم برای به دست آوردن پول در زندگی "زمان" خود را معامله می­کنند. آن­ها زمان می­دهند و پول می­گیرند. یک معلم به ازای ساعات تدریسش حقوق می­گیرد و یک پزشک به ازای ساعات معاینه­ی بیماران. هرچه وقت بیشتر، پول بیشتر.

به این ترتیب، در چنین وضعی اگر کسی بخواهد دریافتی خود را افزایش دهد، باید ساعات بیشتری را به کار اختصاص دهد و یا کار را فشرده­تر کند. در حالت اول وقتی که باید پول­ها خرج شوند، باید به کار اختصاص یابد و در حالت دوم کبفیت کار پایین می­آید.

یک معلم، یک پزشک، یک تعمیرکار اتوموبیل و ... حتی یک فروشنده­ی لباس در این مورد با هم تفاوتی ندارند؛ حتی اگر میزان پول دریافتی­شان در قبال ساعات کار تفاوت قابل توجه داشته­باشد. زمان بیشتر یا کار فشرده­تر، پول بیشتر! حال اگر هرکدام از این افراد دو ماه کار نکنند، چه می­شود؟ درآمدشان قطع می­شود!

این افراد ممکن است پول کافی داشته­باشند، ولی هرگز آزادی مالی ندارند.

آزادی مالی را این­گونه تعریف می­کنیم: اگر شما ۲ ماه سر کارتان نروید، درآمدتان قطع نشود یا کاهش نیابد.

چه­گونه می­توان به چنین وضعیتی دست یافت؟ راه حل این است: شما از زمان دیگران استفاده کنید! به عبارتی، به قول یک کارخانه­دار بزرگ آمریکایی دهه­ی ۱۹۶۰: "شما به جای این که از ۱۰۰٪ توان خودتان استفاده کنید، باید از ۱٪ توان صد نفر استفاده کنید!" مزیت این روش این است که شما هرگز نمی­توانید از ۲۰۰٪ توان یا زمان خود استفاده کنید؛ اما می­توانید از ۱٪ توان یا زمان ۲۰۰ نفر سود ببرید! در متون تخصصی اقتصادی، سه راه برای دست­یابی به این منظور وجود دارد.  کمی فکر کنید ... چه راه­هایی؟ فردا در این مورد صحبت می­کنیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:57  توسط شه پول  | 

 

آينده ايران در نگاه جهان

 

  آزادي اقتصادي ايران در نگاه خارجيان


بنياد هريتج كه يكي از مؤسسات غيردولتي آمريكا محسوب مي‌شود، هر سال با استناد به روش‌هاي مختلف از جمله رجوع به خبرگان، كشورهاي جهان را از لحاظ 10 شاخص مختلف، رتبه‌بندي مي‌كند. شاخص كل بنياد هريتج به نام شاخص آزادي اقتصادي (Economic Freedom Index)، در جهان مشهور است. اما بنياد هريتج دو سال است كه شاخص‌ها و روش‌ درجه‌بندي و امتياز‌دهي خود را تغيير داده و به سبك و سياقي متفاوت، كشورهاي جهان را رتبه‌بندي مي‌كند.
در روش گذشته بنياد هريتج، به 10 شاخص عمده نمرات 1 تا 5 تعلق مي‌گرفت كه 1 براي بهترين و 5 براي بدترين وضعيت بود. اما در روش جديد، اين بنياد با معرفي و ارزيابي 10 شاخص و فاكتور جديد شامل آزادي محيط كسب و كار، رهايي از اقتصاد دولتي،‌ آزادي سرمايه‌گذاري، حقوق مالكيت، رهايي از فساد و غيره، نحوه امتيازدهي خود به هر شاخص را تغيير داده و نمرات 0 تا 100 را براي هر شاخص در نظر گرفته است. هرچقدر نمره شاخص به 100 نزديك‌تر باشد، نشان‌دهنده آزادي بيشتر و برعكس، هرچقدر به صفر نزديك‌تر باشد، نشان‌دهنده بسته بودن و وجود محدوديت‌هاي بيشتر مي‌باشد. نتيجه ارزيابي اين بنياد از آزادي اقتصاد ايران، ارايه نمره 1/43 و كسب رتبه 150 در بين 157 كشور جهان مي‌باشد.
مشروح ارزيابي بنياد هريتج از آزادي اقتصادي كشورمان در ادامه آمده است.
بر طبق آخرين تحقيقات و ارزشيابي بنياد هريتج، اقتصاد ايران در سال 2007 به ميزان 1/43 درصد آزاد خواهد بود كه از اين حيث، يكصد و پنجاهمين اقتصاد آزاد دنيا محسوب مي‌شود. امسال، امتياز كلي ايران 2/0 درصد پايين‌تر از امتياز سال گذشته آن مي‌باشد، كه نشان‌دهنده اين است كه آزادي اقتصادي كشورمان از ديدگاه اين مؤسسه محدودتر شده است. در همين راستا، ايران در بين 17 كشور منطقه خاورميانه و شمال آفريقا )مينا( رتبه 16 را در اختيار دارد كه بيانگر آزادي اقتصادي بسيار پايين آن مي‌باشد، به طوري كه امتياز كلي آزادي اقتصاد ايران از يك سوم متوسط امتياز منطقه مينا هم پايين‌تر است، زيرا اقتصاد ايران تنها در يكي از 10 فاكتور آزادي اقتصادي بنياد هريتج، از امتياز خوبي برخوردار شده است. وجود نرخ‌هاي بالاي ماليات بردرآمد كه بالاترين آنها 35 درصد مي‌باشد و نرخ ماليات شركتي 25 درصد، وضعيت مالياتي ايران را در حالت متعادلي قرار داده است. ‌
به طور كلي، اقتصاد ايران از جهات گوناگون، غير‌آزاد مي‌باشد. شاخص‌هاي ايران از لحاظ آزادي كسب و كار، آزادي تجارت، آزادي سرمايه‌گذاري، ‌آزادي مالي، حقوق مالكيت و رهايي از فساد، همگي پايين هستند. ‌
تأسيس و انحلال شركت و آغاز كردن و پايان دادن به فعاليت‌هاي تجاري در ايران، به دليل بوروكراسي گسترده، به زحمت انجام شده و فعاليت‌ها شديدا تحت كنترل دولت قرار دارند. نرخ تعرفه‌هاي بالا و وجود موانع متعدد غيرتعرفه‌اي كه هر كدام به نوبه خود از توسعه تجارت و جذب سرمايه‌گذاري خارجي جلوگيري مي‌كنند، در اقتصاد ايران ديده مي‌شود. به گزارش اين مؤسسه، فساد شايع بوده و براي حل و فصل عادلانه دعاوي مالي در دادگاه‌هاي ايران، تضميني وجود ندارد. ‌

آزادي محيط كسب و كار: امتياز 9/54 درصد
شروع يك كسب و كار در ايران 47 روز به طول مي‌انجامد، در حالي كه متوسط جهاني مدت زمان آغاز يك فعاليت تجاري 48 روز است. اما در ايران كسب جواز يك فعاليت تجاري و كسب و كار، بسيار مشكل است - همان طور كه پايان دادن به آن هم سخت مي‌باشد. وجود موانع متعدد و بوروكراسي )كاغذ بازي( گسترده، از مشكلات ديرپاي اقتصاد ايران هستند. به طور كلي، شكل‌گيري يك كسب و كار و بستن يك قرارداد جديد در ايران به واسطه فضاي نظارتي و بوروكراسي گسترده، با محدوديت‌هاي بسياري روبه‌رو است.


آزادي تجاري: امتياز 4/50 درصد
در سال 2004 متوسط نرخ تعرفه‌هاي وارداتي ايران معادل 8/14 درصد بوده است. دولت ايران قوانين و مقررات متعدد و دست و پاگير، پروسه‌ گمركي پيچيده و ممنوعيت‌هاي وارداتي گسترده‌اي را اعمال مي‌كند. به دليل وجود چنين موانع غيرتعرفه‌اي، 20 درصد از امتياز آزادي تجاري ايران كاسته شده است.‌

آزادي مالياتي: امتياز 4/84 درصد‌
ايران از يك نرخ ماليات بر درآمد بالا و نرخ ماليات شركتي متعادلي برخوردار است. بالاترين نرخ ماليات بر در‌آمد ايران 35 درصد و بالاترين نرخ بالاي ماليات شركتي آن 25 درصد مي‌باشد. ماليات بر تنظيم قراردادها و ماليات فروش از ديگر انواع ماليات‌هاي ايران هستند. در سال‌هاي اخير، درآمد‌هاي مالياتي ايران به عنوان درصدي از محصول ناخالص داخلي معادل 9/20 درصد بوده است.

آزادي از اقتصاد دولتي: امتياز 8/59 درصد
در سال 2005 دولت ايران 4/31 درصد از محصول ناخالص داخلي كشور را به مصرف رسانده است. در همين سال، دولت 5/‌51 درصد از كل درآمدهاي خود را از محل فروش اموال و املاك دولتي و دريافت ماليات‌ها به دست آورده است. به همين دليل، خصوصي‌سازي در اقتصاد ايران پيشرفت بسيار كُندي داشته است.

آزادي پولي: امتياز 3/61 درصد
نرخ تورم در ايران همچنان بالا است، به طوري كه در بين سال‌هاي 2003 و 2005 متوسط نرخ تورم سالانه اين كشور 14 درصد بوده است. دولت ايران قيمت‌ كالاهايي نظير محصولات و فرآورده‌هاي نفتي،‌ برق، آب و گندم را كنترل و قيمت‌گذاري مي‌كند. دولت ايران همچنين هر سال يارانه‌ عظيمي پرداخت كرده و قيمت‌ كالاها و خدمات را از طريق قوانين و سرمايه‌گذاري‌هاي گسترده دولتي تحت تأثير قرار داده و كنترل مي‌كند. بنابراين به دليل مداخله در قيمت‌ها و قيمت‌گذاري دولتي، از امتياز آزادي پولي ايران 15 درصد بيشتر كاسته شده است. ‌

آزادي سرمايه‌گذاري: امتياز 10 درصد
سرمايه‌گذاري خارجي در حوزه‌هاي بانكداري، مخابرات و حمل و نقل ايران محدود است. ولي اخيرا دولت ايران به غير از صنايع نظامي و امنيتي و شركت ملي نفت ايران، مجوز فروش 65 درصد سهام شركت‌هاي دولتي را صادر كرده است. اين در حالي است كه قانون اساسي ايران به خارجي‌ها اجازه نمي‌دهد امتياز و سهام كامل پروژه‌هاي نفت و گاز اين كشور را در اختيار داشته باشند.
مجلس ايران نيز با استفاده از اختيار قانوني خود مبني بر وتوي سرمايه‌گذاري‌هايي كه در آنها سرمايه‌گذاران خارجي بيشترين سهم شركت‌ها و پروژه‌هاي ايراني را تصاحب مي‌كنند، تا به حال دو پروژه سرمايه‌گذاري خارجي را وتو كرده است. لازم به ذكر است، در ايران بيشتر دستمزدها، انتقالات، عمليات اعتباري و قراردادهاي مالي با محدوديت‌هاي كمّي و مصوبات محدودكننده مواجه هستند. ‌

آزادي مالي: امتياز10 درصد
حجم عمده بخش‌ مالي ايران تحت كنترل دولت قرار دارد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979، تمام بانك‌هاي اين كشور ملي اعلام شدند. بر اساس قوانين ديني ايران، بخش بانكداري اين كشور بايد بر طبق موازين اسلامي فعاليت كرده و اداره شوند. در قوانين بانكداري اسلامي، دريافت و پرداخت بهره ممنوع است. هم‌اكنون در ايران شش بانك تجاري، چهار بانك تخصصي و يك پست بانك دولتي وجود دارد كه 98 درصد بازار بانكي كشور را در اختيار دارند. اين در حالي است كه شش بانك خصوصي كوچك اين كشور به تازگي فعاليت خود را آغاز كرده‌اند. هم‌اكنون به بانك‌هاي خارجي تنها اجازه داده مي‌شود تا در مناطق آزاد تجاري ايران فعاليت كنند. ‌
از سوي ديگر، تمامي شركت‌هاي بيمه همچون بانك‌ها، بعد از پيروزي انقلاب، ملي اعلام شدند. هم‌اكنون بخش بيمه ايران توسط پنج شركت بيمه دولتي اداره مي‌شود. البته از سال 2005 بدين سو پنج شركت بيمه خصوصي كوچك و يك شركت بيمه خارجي به بخش بيمه ايران اضافه شده‌اند. اما نظارت بر بخش مالي ايران ضعيف بوده و در عين حال، قوانين و مقررات محدودكننده زيادي براي فعاليت‌ بانك‌هاي خصوصي وجود دارد. ‌
آزادي مالكيت خصوصي: امتياز 10 درصد
متوسل شدن به دادگاه‌هاي ايراني اغلب نتيجه معكوسي به بار آورده و به ندرت منجر به حل سريع اختلافات و دعاوي مي‌شود. به همين دليل، اكثر شركت‌هاي خارجي از حل و فصل دعاوي خود در دادگاه‌هاي ايران رضايت نداشته و تجربه بدي در اين زمينه دارند.
حتي داشتن قراردادهاي مكتوب هم براي پيمانكاران خارجي موفقيت و آرامش به همراه نخواهد داشت. در مقابل، يافتن يك شريك تجاري محلي بانفوذ كه از حمايت سياسي خوبي برخوردار باشد، مؤثرترين راه حمايت از قرارداد و شركت خارجي به حساب مي‌آيد!

آزادي از فساد: امتياز 29 درصد‌
فساد در اقتصاد ايران بسيار شايع و گسترده است. در سال 2005 ايران در گزارش سازمان بين‌‌المللي شفافيت، رتبه 88 را از لحاظ ميزان شفافيت و فساد در بين 158 كشور، كسب كرده است.

آزادي در بازار كار: امتياز 2/61 درصد
بازار كار ايران تحت تأثير قوانين بازدارنده استخدامي كه رشد توليد و اشتغال را كند مي‌كنند، قرار دارد. هزينه استخدام و دستمزد يك كارگر در ايران بسيار بالا مي‌باشد. ضمن اين كه اخراج يك كارگر نيز بسيار پرهزينه بوده و نيازمند تأييديه شوراهاي اسلامي كار يا هيأت تشخيص مي‌باشد.

 
     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:54  توسط شه پول  | 


منبع کدهای وبلاگ Counter Powered by  RedCounter

JavaScript Codes
JavaScript Codes