تبليغاتX
آزادی و حق انتخاب
آزادی و حق انتخاب

در خانه اگر كس است يك حرف بس است

 

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی

 
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

 
عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است


دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می‌گیرد

 
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد


دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند


عشق طوفانی و متلاطم است


دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

 
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست


دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می‌کند و باخود به

قله‌ی بلند اشراق می‌برد


عشق زیبایی‌های دلخواه را در معشوق می‌آفریند

 
دوست داشتن زیبایی‌های دلخواه را در دوست می‌بیند و می‌یابد


عشق یک فریب بزرگ و قوی است 


دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

 
عشق در دریا غرق شدن است


دوست داشتن در دریا شنا کردن

 
عشق بینایی را می‌گیرد


دوست داشتن بینایی می‌دهد

 
عشق خشن است و شدید و ناپایدار

 
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار


عشق همواره با شک آلوده است


دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

 
از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می‌شویم


از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر


عشق نیرویی است در عاشق،که او را به معشوق می‌کشاند


دوست داشتن جاذبه ای در دوست، که دوست را به دوست می‌برد


عشق تملک معشوق است


دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

 
عشق معشوق را مجهول و گمنام می‌خواهد تا در انحصار او بماند


دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز می‌خواهد و می‌خواهد که همه‌ی دلها آنچه را او از دوست در خود

 دارد، داشته باشند

 
در عشق رقیب منفور است،


در دوست داشتن است که: ”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

 
عشق معشوق را طعمه‌ی خویش می‌بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

 
و اگر ربود با هر دو دشمنی می‌ورزد و معشوق نیز منفور می‌گردد

 
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است


یک ابدیت بی مرز است، که از جنس این عالم نیست ...

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 18:27 توسط ریبین| |


درخت دلتنگ تبرشد


وقتی پرنده ها سیم های برق را به شاخه هایش ترجیح دادند....

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:0 توسط ریبین| |

 

من با استعداد بودم.یعنی هستم.بعضی وقتها به دستهایم نگاه می کنم و

 فکر می کنم که می توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر.

ولی دستهایم چه کرده اند؟یک جایم را خارانده اند، چک نوشته اند،

بند کفش بسته اند، سیفون کشیده اند و غیره...دست هایم را

حرام کرده ام . همین طور ذهنم را......

                                                                 چارلز بوکوفسکی

نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 12:48 توسط ریبین| |

 

گوروچو مارکس به دوستی می گفت که ازدواج با همسری که جذاب نباشد بهتر است،

زیرا همسر زیبا می تواند ترکت کند.دوستش در پاسخ می گوید: " همسر زشت هم می تواند ترکت

کند، گوروچو پذیرفت، اما در ضمن اضافه کرد: " آره اما اگر هم ترکت کند، ناراحت نمی شوی."

وقتی این لطیفه را می شنوی، می فهمی که دلت نمی خواهد گوروچو

مارکسیست باشی، به خصوص وقتی پای سازش به میان می آید.

می خواهی مقاومت کنی و حاضر نشوی به انتخاب دوم سوم یا صد وبیست و

هفتم به این خاطر که انتخاب اولت ترسناک و دور به نظر می رسد، تن درهی.

می بینی: اگر فقط به پنجی که زندگی به تو می بخشد(در عشق، دوستی،

شغل و مقام، کفش ومانند آن) راضی شوی، آن وقت ده زندگی را نخواهی دید.

حتی اگر یک میلیون ۵ هم جمع کنی باز هم متوسط زندگیت ۵ است و نه آن ۱۰

که می خواستی.نه آن زندگی رضایت بخش که می خواستی.

یک ترسو با اعتقاداتی نظیر " در زندگی فقط می توان مزه ۵ را چشید" همیشه

عقب می ماند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 13:19 توسط ریبین| |

 

درقفس که باشی دیگر شیر یا قناری بودنت مهم نیست

آزادی یک دنیاست

پر از حرفهای نگفته

در کشور من آزادی فقط نام یک میدان است

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 13:35 توسط ریبین| |


                هوا را از من بگیـــر

                                                 

               خنده ات را نــــه!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 17:27 توسط ریبین| |

 

لنگه های چوبی در حیاطمان کهنه اند

و جیــــــــــــــــر جیــــــــــــــر می کنند

محکـمند....

خوش به حالشان که لنگه همند...

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 17:13 توسط ریبین| |

ازدواج به اندازه ی بلوغ عاطفی زن و شوهر بستگی دارد. این بلوغ عاطفی را می توان به عنوان اوج ظرفیت یک شخص برای دوشت داشتن شخص دیگری ورای خویشتن خود او تعریف کرد. افراد بی بهره از بلوغ عاطفی در حقیقت خودشان را از طریق دیگران دوست دارند. بنابراین عشق در حالت بلوغ عاطفی جهتش متوجه شخصی دیگر و ناظر بر هدفی سوای خویشتن است.
حتی فراموش کردن مطلق این خویشتن، یعنی عشقی که منحصراً جنبه ی نذری و ایثارانه دارد و نیز نوعی تحمیل کردن خود بر دیگری و دوست داشتن خود در وجود شخص دیگری است. برعکس، عشق مبتنی بر بلوغ عاطفی، عشقی است که بین دو شخص برخوردار از منزلت متساوی روحی برقرار است. این دوشخص از طریق رابطه ای که در آن اصل آزادی محترم است و وابستگی متقابل مورد قبول است، حقوق و احوال یکدیگر را رعایت می کنند.


احساس این رابطه :     علاقه


نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 2:7 توسط ریبین| |

 

من اگر در بهشت باشم و به من بگویند حق نداری

                 جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی

                           از آن بهشت بیرون می روم.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 10:37 توسط ریبین| |


هنوز به معنای وسیع این گفته "رال دونر" پی نبردیم.

اون میگه تا وقتی چیزی رو از دست ندهید نمی دو نید که چه چیزی رو از دست داده اید...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 11:14 توسط ریبین| |

 

آدم تا وقتي بزرگ نشده، مدتها در آرزوي يگانگي و امنيت دنيايي است

كه در درون مادرش به حد كمال به او اهدا شده و و قتي در مقابل دنياي

بزرگسالان "دنياي نسبيت" قرار مي گيرد دچار اضطراب و خشم مي شود.

دنيايي كه در آن همچون قطره اي است در اقيانوسي بيگانه...

مطلق فريبي بيش نيست.

نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 10:53 توسط ریبین| |

 

رویا واقعیت دارد، اما به نظر می رسد که عکس آن درست تر باسد

                          این واقعیت است که رویا است

نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 12:27 توسط ریبین| |

 

پسری یکریز سرش را می خاراند، روزی پدرش به او نگاه کر و گفت:

پسر، چرا تو همیشه سرت را می خارانی؟!

جواب داد: خوب، فکر می کنم تنها منم که می دانم سرم می خارد.

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 12:57 توسط ریبین| |

 

انسان تنها حیوانی است که باید برای زندگی کردن تشویق شود.

نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 17:26 توسط ریبین| |

 

وقتی رویاهای بزرگ را می کشیم خون زیادی جاری می شود.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 10:47 توسط ریبین| |

 

اگر یک افلیج قهرمان دو نشود مقصر خود اوست.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 8:54 توسط ریبین| |

 

تمام تنگناهای زندگی حاصل بیگانگی من با من، من با تو و ما با اوست.

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 11:54 توسط ریبین| |


فرزندم وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز و دویدن که آموختی، پرواز را بیاموز

راه رفتن بیاموز، زیرا راههای که می روی با تو یگانه می شوند و هر سفر بر داشته های تو اضافه می کند

دویدن بیاموز، چون هر چه را بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی باز هم دیر است.

فرزندم پس از اینها، پرواز را فرابگیر نه برای اینکه از زمین جدا بشوی، برای آنکه به اندزه ی زمین تا آسمان

گسترده شوی.

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها چیزی از رفتن به من نگفتند، زیرا آنقدر در همه ی عمرشان در حرکت بودند که رفتن را نمی

شناختند.

پلنگ ها دویدن را به ن یاموختند، زیرا نان در پرواز خودغر بودند که آنرا به فراموشی سپرده بودند.

اما سنگی که درد سکوت را چشیده بود رفتن را می شناخت

کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید.

ودرختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست.

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق  از اشتیاق به معرفت

وقتی در حال سفر در دریای زندگی هستی از طوفان ها و امواج نترس

بگذار از تو بگذرند...تو فقط به سفرت ادمه بده و در مسیرت استقامت داشته باش

همیشه به خاطر داشته باش، دریای ناآرام ناخدای ماهر و با تجربه نمی سازد

جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل یه آرزو می شوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند.

جایی که در آن هر غیرممکنی ممکن می شود، تنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم.

یادمان نرود چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیازداریم

اعتقادات، اهداف و آرزوها، عشق، خانواده و دوستان و از هم مهمتر اعتماد به نفس، پس فرزندم خودت

را باور داشته باش.


نوشته شده در یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 11:20 توسط ریبین| |

 

به همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو

در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش

                                                "دکتر شریعتی"

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 18:10 توسط ریبین| |

 

مرد بزرگ با روی خوش رد می کند و مرد بزرگ با روی ترش می پذیرد

                                                                             "کنفوسیوس"

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 11:32 توسط ریبین| |

 

یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بیسواد ابله تر است

                                                                "مولیر"

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 11:29 توسط ریبین| |

 

کسی که از خود اطاعت نکند باید از دیگران دستور بگیرد،

مطیع دیگران بودن ساده تر از فرمان دادن به خود است.

 

مطیع بودن

نوشته شده در شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 13:3 توسط ریبین| |

 

کاهش آمار جرم در ماه مبارک رمضان نشان می دهد

 که مجرمین همان مومنین هستند!

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 13:12 توسط ریبین| |

 

 در پستی های گذشته معنایی بیاب

                         ۱- صحنه جنایت

                         ۲- صحنه عالی" معنا برای رنجت"

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 13:8 توسط ریبین| |

آری...

تو راست می گویی

آسمان مال من است. پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است

اما سهراب!

تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟

من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست...

صبر کن سهراب!

قایقت جا دارد ؟

من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 19:13 توسط ریبین| |


ماهیها چقدر اشتباه می کنند !

قلاب علامت کدامین سوال است که بدان پاسخ می دهند.

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 18:56 توسط ریبین| |

 

وقتی دیگران شمارش معکوس غیر ممکنها را شروع می کنند،

من به شمارش ممکن ها می پردازم.

                                                                 "ناپلئون هیل"

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 18:8 توسط ریبین| |

 

بزرگترین حوادث دنیا را که تجزیه و تحلیل می کنیم، به این نتیجه می رسیم که

آنچه موجب بروز آن شده حتی پشیزی هم ارزش نداشته.

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 18:3 توسط ریبین| |

 

عشق دارو است...

اشتیاقت به رابطه ی جنسی در واقع جستجوی عشق است

که به سبب بیماری غلط خوانی گرفتارش می شوی.

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 17:34 توسط ریبین| |

 

     یقه  زندگی را بگیر و از چروک کردن آن نترس

فقط خودت میزان خوشبختی و عشق و پولی را که به

   سوی خودت جذب می کنی تعیین می کنی

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 17:31 توسط ریبین| |

Design By : Night Melody